تاثیر سبک کلاسیک و نئوکلاسیک بر سبک بازگشت به دوران کلاسیک با تاکید بر لباس ها (مطالعه موردی برند رُی هالستون)

سبک کلاسیک یکی از دوره های تاریخی، از هنر سدۀ پنجم میلادی قبل از یونان باستان و هنر دوران اوج رنسانس در سدۀ هفدهم و هجدهم میلادی است که به خاطر غنا و تنوع بسیار آن، در تمام زمان ها و مکان ها، در هنر و لباس ها، می توان از آن برای نوآوری و ایجاد لباس های به روز، الگو گرفت. بر این اساس پژوهش حاضر به مطالعۀ هنر و لباس های این سبک و سبک نئوکلاسیک، که خود وام دار سبک کلاسیک می باشد، پرداخته است؛ بدین سبب از روش تحقیق کتابخانه ای و الکترونیکی، استفاده شده است. پیرو آن، چند نمونه از لباس های مجلسی برند رُی هالستون را از طریق تجزیه و تحلیل مورد بررسی و تطبیق قرار داده است. نتایج نشان داد، هنر و لباس های سبک کلاسیک و نئوکلاسیک، ظرفیت بالایی برای الگوگیری و نوآوری دارند؛ بطوریکه طرح های برند رُی هالستون، توانسته است اصالت آن را حفظ و نمونه های جدیدی به نمایش بگذارد. در این راستا، پیشنهاداتی برای تحقیقات آینده ارائه گردید.
کلید واژگان: سبک کلاسیک، سبک نئوکلاسیک، بازگشت به دوران کلاسیک، لباس، رُی هالستون

۱- مقدمه
سنتی که سبک کلاسیک بر آن تأکید می کند، به یونان و روم باستان باز می گردد. اما همۀ دوره هایی را که در آن آثار کلاسیک باستان به عنوان الگو و سرمشق از آن استفاده می کنند را، احاطه می کند و می توان گفت که کلاسیک تقریباً، خصوصیات ثابت تمامی دوره های پس از آن، از سدۀ هشت تا سدۀ بیست میلادی بوده است (آزبورن چپلورز ودیگران، ۱۳۹۹: ۱۲۷). یکی از مهمترین مواردی که از سبک کلاسیک، در دوره-های مختلف تاریخی تاثیر گرفته و در آن تجلی یافته است، حوزۀ لباس می باشد. لباس می تواند به عنوان بیانیه ای عمل کندکه نشان دهد یک فرد، از گروه خاصی است (Ratuannisa, T., Santosa, I., Kahdar, K., & Syarief, A. (2020)). همچنین می تواند بر عناصر دیگر، تاثیر بگذارد و یا از آن ها تاثیر بپذیرد (الهی محبوبه، ۱۳۸۹: ۴).
بنابراین هدف از مطالعه حاضر، بررسی تاثیرات سبک کلاسیک و نئوکلاسیک بر لباس های بانوان می باشد. و در آن به چگونگی تاثیر سبک کلاسیک و نئوکلاسیک بر لباس های مدرن پرداخته شد و فرض بر این است که هنرهای دوران باستان و خصوصیات و قوانین موجود در آن، بر لباس های مدرن تاثیر گذاشته است. روش انجام تحقیق حاضر، کتابخانه ای و الکترونیکی می باشد و داده ها از طریق تجزیه و تحلیل، مورد بررسی و تطبیق قرار گرفته است.
در تحقیقات گذشته، همچون Kim, H. Y., & Lee, S. Y. (2005) ، به مطالعه پارادایم شکل گیری کلاسیک در مد معاصر پرداخته شده است و در مقالۀ Shin, K. S. (2011) ، زیبایی شناختی لباس عروس در قرن نوزدهم با تمرکز بر سبک نئوکلاسیک و رمانتیسم، مورد بررسی قرار گرفته است؛ همچنین در مقالۀ Ratuannisa, T., Santosa, I., Kahdar, K., & Syarief, A. (2020) ، روند کلاسیک پیراهن های سفید در اندونزی را مطالعه نموده است. همینطور مقالۀ BrouGh, D. (2013) ، نیز در مطالعات خود، به بررسی نماد قدرت در پیراهن رسمی سفید کلاسیک، پرداخته است. اما مقالات چاپ شده ای که به طور تخصصی به بررسی تاثیر سبک کلاسیک و نئوکلاسیک بر لباس های برند رُی هالستون، که یکی از طراحان لباس دوران بازگشت به کلاسیک بود، نپرداخته است. بر این اساس، این تحقیق به مطالعۀ چند طرح از برند هالستون می پردازد؛ و تاثیر سبک کلاسیک و نئوکلاسیک بر لباس بانوان این برند، را مورد بررسی قرار می دهد.
۲- ویژگی های سبک کلاسیک
سبک یک حالت مشخص از ارائه است، که چندین شئ مشابه از یک کلاس را نشان می دهد (Ranathunga, G. M. (2020):1). سبک کلاسیک مشخصۀ یک دورۀ ویژه از هنر سدۀ پنجم قبل از میلاد یونان باستان و همچنین هنر دوران اوج رنسانس در ایتالیا و فرانسه در سدۀ هفدهم و اواخر سدۀ هجدهم میلادی است. در معنای کلی، هماره به آثار فاخر، سرآمد، الگو و سرمشق هر ملتی آثار کلاسیک گفته می شود. در کلاسیک اغلب هنرمندان تابع مبانی نظری و اصول هستند و از این رو به نظر می آید که این سبک هنری، همیشه به عقل وخرد تکیه می کند (آزبورن چپلورز و دیگران، ۱۳۹۹: ۱۲۶-۱۲۸). در مکتب کلاسیک، عقل معادل با داوری صحیح است و مخالف تخیّل می باشد( نوری نظام الدین،۹۲:۱۳۹۸). در فصل اول کتاب فن شعر، بوالو بیان می کند “عقل و منطق را دوست بدارید. پیوسته بزرگترین زینت و ارزش اثرتان را از آن کسب کنید” (همان: ۹۳) در فرهنگ لغت اکسفور، کلمه کلاسیک را اینگونه تعریف کرده است: صفتی که درطی یک دوره زمانی قضاوت می شود با برجسته ترین نوع و بالاترین کیفیت از یک طرح ساده (Adam, S. Z. M., Ahmed, M. A., & Elamin, A. M. (2018):36). این واژه منحصراً به مقاطع کوتاهی از این دوران گفته می شود و به سبک ها یا مراحلی از یک سبک گفته می شود که دارای ویژگی هایی همچون نظم، توازن و صراحت است. به کارگیری واژه کلاسیک اغلب الهام گیری به طورمستقیم از هنر آنتیک است. مسلماً این امر بخش ضروری مفهوم کلاسیک نیست و مطابق مضمون واژه امکان دارد چیزی بیشتر از ایدۀ صراحت بیان را دربر بگیرد و نوعی نگره محافظه کارانه را منتقل کند (آزبورن چپلورز و دیگران، ۱۳۹۹ : ۱۲۸-۱۲۷).
Lang man Active Dictionary نیز تعریف می کند”کلاسیک به عنوان یک اسم به شرح زیر است: مواد، اصول و سبک یونان و روم باستان در هنر، به طور کلی با هماهنگی، خویشتنداری و پایبندی به رسمیت شناخته شده است” Adam, S. Z. M., Ahmed, M. A., & Elamin, A. M. (2018):264)). علائم متمایز سبک کلاسیک عبارتند از: اعتقاد به دلیل، تاکید بر تمدن، اشتغال به طبیعت انسان، عشق به فعلیت عادی، تمایز، بیان حقیقت اخلاقی پذیرفته شده، واقع بینی و به رسمیت شناختن اشیاء همانطور که هستند، پذیرش دینی و اعتقادات فلسفی، دلبستگی به حالت عادی، عینیت غیرشخصی، تاکید بر رسمی و درستی وایده آل نظم، سنت گرایی خودآگاه و… (همان:۳۷). پیشینۀ این سبک، اومانیسم بوده است. اومانیسم تلاش در نشان دادن قدرت معنوی انسان یا انسانی تر شدن او یا نوین شدن انسان کرده است. بدین منظور مخاطبان آن، طبقه اشراف شدند. هنر در دوران کلاسیک برای تفریح وتفنن نبود، لیکن ارزش واقعی آن، بر این بود که یا به اخلاق خدمت کند و یا چیزی یاد بدهد. علت ظهور این سبک، زاییدۀ علل معین و نمایندۀ تمایلات دوره ای شناخته شده، است ( نوری نظام الدین،۸۸:۱۳۹۸).
کلاسیک ها تنها وظیفۀ پول را، تسهیل مبادلات و افزایش کارکرد تولید می دانند و نقش بسیار کمرنگی برای آن قائل اند ( گرجی ابراهیم، مدنی شیما،۱۳۸۴ :۳۴). سبک کلاسیک به دنبال زیبایی متشکل از یک فرم کامل بود و زیبایی به عنوان حالت کفایت تلقی می شد. لذا جمال کامل و همیشگی طلب می-شد(Agbadudu, A. B., & Ogunrin, F. O. (2006)). همانطور که گفته شد سنتی که این سبک بدان تاًکید دارد به یونان و روم باستان باز می گردد ولی همۀ دوره هایی که در آن آثار کلاسیک باستان به عنوان نمونه و الگو مورد استفاده قرار گرفته است را پوشش می دهد. بنابراین می توان چنین گفت که، کلاسیک تقریبا ویژگی ثابت همۀ دوره های پس از کلاسیک باستان، از سدۀ هشتم میلادی تا سدۀ بیستم میلادی را دربر می گیرد (آزبورن چپلورز و دیگران،۱۳۹۹: ۱۲۷).
۱-۲- معماری در سبک کلاسیک
خلق معماری کلاسیک از یونان وروم آغاز شد، در واقع در تضاد با قوس های نوک تیز سبک دورۀ گوتیک بود؛ بنابراین تعداد زیادی از آثار معماری اروپایی از حدود ۱۵۰۰ میلادی تا حدود ۱۹۰۰ را به خود اختصاص می دهد. آلبرتی زیبایی در معماری را همانند سازگاری و هماهنگی تمامی اجزائی تعریف می کرد که تابع مقررات ویژه ای باشد و منجر به آنچنان انسجام و وحدتی می شود که، در آن امکان کاستن یا افزودن چیزی وجود نداشته باشد؛ مقرراتی که او بیان کرده بود، همان مقرراتی بودند که در آثار معماری یونان وروم باستان وجود داشت (آزبورن چپلورز و دیگران،۱۳۹۹: ۱۲۸). معماری کلاسیک نتیجۀ تکامل متوالی طولانی سنت حرفه ای است. عمدتا براساس تئوری ها و عملکردهای رنسانس است که بسیاری از عتیقه ها را در خود جای داده است و تفکر یک سبک معماری پایدار است. دفتر راه آهن ولگا یکی از ساختمان های اصلی است که یک بلوک کامل، در یکی از اضلاع قدیمی ترین میدان های شهر اشغال می کند. در دوران کلاسیک، این مکان یک گوستینی دوور (مرکز خرید سنتی روسیه) بود و مجموعه ای از آن را تشکیل می داد. ازنظرریخت شناسی، این ساختمان کلاسیک است و از اشکال هندسی ساده به هم چسبیده ساخته شده است. چیدمان های کلاسیک آن، با اندازه تعریف می شود و تقارن، تاکید بر مرکز، استفاده از تناسبات نظم و استفاده گسترده از نما یادآور ایده های اصلی کلاسیک است (Negulyaeva, T. V., & Dyadchenko, S. F. (2021, March)).
سبک های معماری دوره رنسانس قرن ۱۵تا۱۶کلاسیک هستند. معماری کلاسیک رنسانس تناسب و تعادل کاملی را حفظ می کنند. کلیسای سنت پیتر(تصویر شماره ۱)، با ساختار متمرکز، که همۀ اشکال با زمان ارتباط دارند و به خودی خود کامل هستند و در آن وضوح فرم کامل، با طرح کلی ساختار حمل و نقل ارئه شده است. این سبک معماری آنقدر کامل است که هرگز قابل تغییر نیست. رابطه ای که در آن همۀ اشکال فردی، مستقل هستند و نظم خاصی در یک ترکیب یافت می شود که مجموعه ای از فرم ها است؛ همه و همه در معماری کلاسیک رنسانس، سازنده هستند و به عنوان عناصری می باشند که فرم را تکمیل می کنند(:۲۶۴ Lee, S. Y. (2010)).


( تصویر ۱): نمای گسترده کلیسای سنت پیر منبع: Lee, S. Y. (2010)
این سبک معماری اجازه می دهد، تا قطعات آزادانه ساخته شوند. آنها یک ترکیب عالی را با یک کل تشکیل می دهند، اجزای جداگانه عنصر ضروری برای یک کل هستند. استقلال یا منحصر به فرد بودن قست های جداگانۀ هر بخش، مستقل از کل است و قطعات توسط کل تعریف می شوند، اما هرکدام هویت منحصر به فردی دارند. اصل مرکزی کلاسیک، اصل تناسب و تعادل کامل است. خطی بودن معماری کلاسیک رنسانس ویژگی بیان آن است (همان:۲۶۸).
۲-۲- تندیس ها در سبک کلاسیک
اوج دوره کلاسیک در تندیس ها و پیکره تراشی ها در آتن، مقارن بود با گسترده ترین حد نظامی و سیاسی آتن و اوج رفاه آتنی ها. همچنین، به طور مترقبه مصادف بود با، بالاترین حد همکاری دمکراتیک در امور دولتشهرآتن. نظم و هماهنگی، از ایدئال های یونانیان بود و این پایگاه بر اساس قوانین منطقی، سازماندهی شده بود (هارت فردریک، اکرمی موسی وهمکاران،۱۸۰:۱۳۸۲). در تندیسی به نام سه الاهه که به طور گروهی لمیده اند، چین های در هم رفتۀ لباس ها به پیکره ها چسبیده و فرورفتگی ها و برآمدگی های باشکوه، دست وپاها و بدن ها را بیشتر نمایان کرده است تا پنهان نمودن آن. چین ها ساده، طبیعت گرایانه، آزاد و رها بوده و به نظر می رسد که لباس ها متحرک هستند، و با ظاهری حلقه حلقه و در فرم مارپیچ هایی پرشتاب دورتادور تندیس ها می پیچند، چنان که هیجان فراوانی را انتقال می دهد. از این زمان به بعد نه تنها در هنر یونانی، حتی در هنر بیشتر تمدن های بعد از خود نیز تحرک پارچه، ابزاری برای بیان هیجان می شود. اصول اساسی چیدمان کلاسیک در هر دوره ای را می توان چنین بیان کرد، ماندگار کردن لحظۀ تعادل بین نیروهای متضاد به محض آن که این لحظه بگذرد، چیدمان محو می شود و خطوطی که در پارچه های لباس ها وجود دارد، کار خطوط انرژی را می کنند (هارت فردریک، اکرمی موسی وهمکاران،۱۹۲:۱۳۸۲).
۳-۲- ادبیات در سبک کلاسیک
ادبیات کلاسیک، ادبیاتی می باشد، مورد تایید عقل، منطق و استدلال که تحلیل در آن همواره منظم، مرتب و محدود است. در این سبک ادبیات که دقیق، موشکافانه و با ریزبینی تمام ترکیب شده است، بر مبنای رعایت کامل استدلال است و به هیچ وجه قهرمان غیرواقعی، مستثنا و عجیب و غریب نمی باشد، بلکه همیشه افراد سرآمد و کسانی که نمایندۀ عمومی یک گروه می باشند مورد بررسی قرار می گیرند ، زبان ادبی این سبک، محکم و مبتنی بر قوانین و قواعد کلاسیک نویسندگان است. این ادبیات مخصوص طبقات متمایز، نجیبان و درباریان بود و شرح زندگی فرودستان در آن جای نداشت (نوری نظام الدین ،۸۹:۱۳۹۸). از پیروان این سبک می توان به بوالو، لافونتن، مولیر، لابرویر و راسین اشاره نمود (همان،۹۰).
۳- ویژگی های سبک نئو کلاسیک
دیدگاه کلاسیک، بیش از یک و نیم قرن نقش مسلط را بر عهده داشته و نئوکلاسیک براساس همان اصول اولیه کلاسیک ( گرجی ابراهیم، مدنی شیما:۳۴)، اواخر قرن هجدهم ظهور پیدا کرد که غیر از وام-گیری موضوع و وابستگی به منابع دوران باستان، باید به عریانی قهرمانان، مجسمه ها و گاهی نقاشی های شیوۀ کلاسیک در معماری و مسلط شدن طراحی بر آثار نقاشی در هنرهای تجسمی نیز، اشاره نمود (استاکستار مریلین،۴۲۸:۱۳۸۹). به سبب آن که، سبک نئوکلاسیک در انتها به نتایج لیبرال کلاسیک ها دست یافته بود، و به گونه ای عقاید و اصول آنها را احیا کرده است و در واقع نظریه شان برخاسته از افکار کلاسیک هاست، این اصطلاح به آن ها اطلاق می شود ( گرجی ابراهیم، مدنی شیما:۳۷).
هنرمندان سبک نئوکلاسیک، کاملا آگاهانه دنباله رو آثار کلاسیک بودند (نوری نظام الدین،۶۷۹:۱۳۹۸). نگرشی نو و علمی به هنر کلاسیک باستان، که بیشتر بر اساس کشفیات پومپئی و هرکولانیوم بود که از مشخصات این جنبش محسوب می شود؛ از دیگر مشخصات آن، شوق به آفرینش مجدد، روحیه حماسی و توانمندی های تزئینی هنر یونان و روم باستان بود. نئوکلاسیک را نوعی عکس العمل در برابر فرومایه گی و نامعقولی و بی بندوباری سبک روکوکو می دانند (آزبورن چپلورز و دیگران،۱۳۹۹ :۱۷۳). از موافقان این سبک می توان به ناتورالیسم، جنبش پیشا رافائلیان، دوران انقلاب، اصالت زیبا و احیای ناپلئونی اشاره کرد، همچنین از مخالفان آن، رمانتیسم، نگاه نو، روکوکو و دوران زیبا را می توان نام برد (هاتف جلیل مرضیه،۱۵۷:۱۳۹۹).
۱-۳- معماری در سبک نئوکلاسیک
سبک نئوکلاسیک در معماری از اندیشه های خردمندانه عصر روشنگری سده هجدهم و نوزدهم میلادی بهره می گرفت و علاقه اش معطوف به منابع هنر باستان بود (آزبورن چپلورز و دیگران،۱۳۹۹ :۱۷۴). گرچه نئوکلاسیک از یک سو پیوستگی با سلیقۀ یونانی و ازسوی دیگر نزدیکی با سبک معماری احیای هنر یونانی دارد، اما به طورکلی از هر دو مجزا است. این جنبش در دهۀ ۱۷۹۰ به صورت جدی شروع شد و به منتهای خود در دهۀ ۱۸۲۰ و۱۸۳۰ رسید. معماری یونانی در غرب، تماماً فقط حدود سال های ۱۷۶۰-۱۷۵۰ معروف شد. به همین دلیل در ابتدای ورود نئوکلاسیک، آن را سبکی بدوی می دانستند و تعداد محدودی از معماران علاقمند به تقلید از آن بودند (همان: ۱۷۴-۱۷۵). مانند دیگر اشکال هنری، از بسیاری جهات واکنش در برابر روکوکو بود. در این سبک معماری، معمار ایتالیایی آندریا پالادیو در اواسط قرن هجدهم بسیار محبوب بود (تصویر شماره ۲و۳).


(تصویر ۲): ویلا روتوندا
منبع: Lee, S. Y. (2010)


(تصویر۳): ویلا روتون پالادیو
منبع: Lee, S. Y. (2010)

علاوه بر این، ویرانههای باستان شناسی یافت شده در پومپئی و هرکولانیوم، بسیاری از ارزش های سبک طراحی داخلی نئوکلاسیک را بر اساس کشف مجدد روم باستان آگاه می کند. ویلای والامارانا، سوندودی نوگو، ونتو و سیاگودی یکی از اولین آثار پالادیو بود. نماد دقیق آن، درهای قوسی و تقارن حداقلی، نشان دهندۀ پایبدی او به ارزش های سبک کلاسیک است. آنژ ژاک گابریل نیز معمار برتر ورسای بود و طرح های نئوکلاسیک او برای کاخ سلطنتی بر معماری فرانسوی اواسط قرن ۱۸ تسلط داشت (© ۲۰۱۷ Lumen Learning).


(تصویر۴) : ژاک گابریل، پارک ورسای، معماری نئو کلاسیک منبع:( lumenlearning(2019/11/19))
رابرت آدام درسال های (۱۷۹۲-۱۷۲۸) یکی از معماران خلاق سبک نئوکلاسیک در انگلیس بود. وی طراح داخلی و معمار اسکاتلندی بود؛ او وقتی در ایتالیا ساکن بود، روی تزیینات کاربردی معماری داخلی روم، تمرکز کرد و معماری شهری روم را نادیده گرفت. آدام، در کارهایش رنگ های براق ، ملایم و عناصر کوچک تزیینی به خاطر کم کردن این اثرات به کار می گرفت. این نوع از طراحی های داخلی، هماره شامل مجموعه-های نقاشی و مجسمه های نئوکلاسیک و هنرهای تزیینی و عتیقه ها بود. در دوران(۱۷۸۳-۱۸۳۰) نئوکلاسیک، سبک مسلط در ایالات متحده بود و پس از آن مستعمرات در جنگ به پیروزی دست یافتند (استاکستاد مریلین،۴۳۵:۱۳۸۹-۴۳۴).


(تصویر۵) : کارل لانگهاس، دروازه براندنبورگ، برلین، ۱۷۸۹-۱۷۹۴ منبع: (eligasht(1398/7/21))
۲-۳- نقاشی در سبک نئوکلاسیک
واکنش های پر قدرتی که در برابر سبک روکوکو در فرانسه، در دهۀ ۱۷۶۰ شکل گرفت باعث شد، تعداد زیادی از هنرمندان فرانسوی کار کلاسیک را آغاز کنند. آن ها تا سال ها ضمن حفظ شکل و رنگ های روکوکو، در موضوع کار خود تعادل را رعایت کرده و نگرش نوین خود را عرضه می کردند. پرترۀ ماری آنتوانت ملکه فرانسه و فرزندش را ماری لوییز الیزابت ویگه لبرن، در سال ۱۷۸۷ با این سبک به تصویر کشید (تصویر شماره۶). این نقاشی دو سال قبل از پایان سلطنت سلسله بوربن و شروع انقلاب فرانسه کشیده شده است و درباریان بدین امید بودند که تصویر ملکه در حال مراقبت از فرزندانش و به صورت یک مادر، بتواند ذهنیت عموم از وی را به عنوان یک شخصیت بی کفایت، تغییر دهد ( استاکستاد مریلین،۴۲۹:۱۳۸۹).


( تصویر۶): ماری لوییز الیزابت ویگه لبرن، ماری آنتوانت وفرزندانش۱۷۸۷ منبع: استاکستاد مریلین: ۱۳۸۹
در آمریکای شمالی مستعمراتی، سلیقۀ مهاجران تقریباً محافظه کارانه بود و سبک ها بیشتر آرام آرام به دنبال گرایشات ترویج یافته در اروپا، حرکت می نمودند. جان سینگلتون کوپی، حدود سال های (۱۸۱۵-۱۷۳۸) پسرخواندۀ یک حجار و نقاش مهاجر انگلیسی، با این افکار پرورش یافته بود که حتماً نقاش اول باشد. منابع الهام او محدود بود، اما آثارش مورد توجه قرار گرفت. کوپلی در پرترۀ خانم ازکیل گلدزویت (الیزابت لوییس) در سال ۱۷۷۱، تلاش نموده برای ثرتمند نشان دادن او از نشستن مدل روی یک صندلی از جنس چوب ماهون و لباسی از حریر با حاشیه های توری استفاده کرده و بر این امر تاکید کند. اما چهرۀ گشاده و شیرین، عدم تکبر و دستان بزرگ و توانا با مچ های قوی وکلفت، سابقۀ انجام کارهای سخت را به وسیلۀ او نشان می دهد، و به نظر میرسد او در تلاش است به انگلستان عصر پیوریتان روح انسانی عطا کند ( همان:۴۳۱). در واقع نئوکلاسیک خالص ترین تعبیرخود را در سادگی و شکوه پرعظمت شکل و جدیت حماسی نقاشی های ژاک لویی داوید توانست بیابد؛ همین طور از آثار دیگر وی که می توان به نقاشی مرگ سقراط اشاره کرد (تصویر شمارۀ ۷). منگز و وینکلمان در روم پیشقراولان این سبک بودند و دیگر چهره های پیشرو از سرتاسر اروپا، آنتونیاکانوا، جان فلاکسیمان، گاوین همیلتون، برتل توروالدسن که بخش مهمی از زندگی خود را در این شهر گذراندند، هنرمندان دیگری از این سبک بودند (آزبورن چپلورز ودیگران،۱۳۹۹ :۱۷۳).


(تصویر۷): ژاک لویی داوید، مرگ سقراط منبع: (vista(2022/January/9))
وینکلمان نخستین مُبلغ سبک نئوکلاسیک بود، هنرکلاسیک را الهام گرفته از “سادگی با شکوه و عظمت آرام” می دید، اما رویکردهای مختلفی در سبک نئوکلاسیک وجود داشت، همچون آثار آنجلیا کوفمان که با زیبایی و ظرافت خاصی، به تصویر کشیده شده بود (همان:۱۷۴). نقاشی نئوکلاسیک با استفاده از خطوط مستقیم، یک سطح صاف رنگ، نقاشی با قلمو به صورت تصویر کشیدن نور، حداقل استفاده از رنگ و تعریف واضح از فرم ها مشخص می شود. نرمی و کاربرد رنگ و موضوعات سبک که مشخصه نقاشی روکوکو هستند، مخالف سبک نئوکلاسیک شناخته شده است (Negulyaeva, T. V., & Dyadchenko, S. F. (2021, March)). این اصطلاح در ابتدا به صورت اصطلاحی انتقادی با مفهوم هنر غیر فردی و بی روح، استفاده شد؛ ولی این مضمونِ معناییِ منفی، به شدت با محتوای اصطلاح درهم آمیخته شده است به این خاطر که بسیاری از جلال تزیینی آن، اغلب از شاهکارهای بزرگ داوید وکانووا یادآور این لفظ در شناخت عمومی می باشند و نشان ازحضور گرمِ بنیان گذاران نئوکلاسیک است (آزبورن چپلورز ودیگران، ۱۳۹۹: ۱۷۴).
موضوع نقاشی نئوکلاسیک شامل، به تصویر کشیدن وقایع تاریخ و صحنه های اساطیری بود. نقاشی به سفارش دولت سلطنتی کشیده می شد و به سبکی خلق شد که ترکیبی کامل از ساختار ایده آل و جلوۀ نمایشی بود. در سوگند هوراتی (تصویر شماره۸) چشم انداز عمود برصفحۀ تصویر دیده می شود. این مکان توسط یک بازی تاریک در پشت چندین شخصیت قهرمان کلاسیک تعریف شده است (Negulyaeva, T. V., & Dyadchenko, S. F. (2021, March)). تعدادی از نقاشان در برخی از آثارشان در دهۀ ۱۹۲۰، بازنگری به نئوکلاسیک قرن هجدهم داشته اند. مانند طراحی های خطی پیکاسو در دهه۱۹۲۰، یا بعضی از نقاشی های ماتیس و برخی از نقاشی های کریکو بنیان گذار جنبش متافیزیکی و… (نوری نظام الدین،۶۷۹:۱۳۹۸).


( تصویر۸): سوگند هوراتی، ژاک لویی داوید، ۱۷۸۴ منبع: ( lumenlearning(2019/11/19))
۳-۳- مجسمه سازی در سبک نئو کلاسیک
مجسمه های نئوکلاسیک در واکنش به بیهودگی روکوکو، موضوعات جدی را تحت تاثیر گذشتۀ یونان و روم باستان به تصویر می کشد. علاوه بر آرمان های روشنگری، حفاری های ویرانه های پمپی شروع به ایجاد علاقۀ دوبارۀ فرهنگ کلاسیک کرد. مجسمه های نئوکلاسیک اندازه واقعی مقیاس را به دست آوردند و بر موضوعات قهرمانی، میهن پرستی و فضیلت تمرکز کردند. مجسمه سازان این سبک در بیشتر موارد از فراوانی مدل های باستانی، البته نسخه های رومی برنز یونانی، بهره مند شده اند. (© ۲۰۱۷ Lumen Learning).


(تصویر۹): مقبره ولتر: پانتئون ، پاریس منبع: ( lumenlearning(2019/11/19))
رهبر سبک نئوکلاسیک، معروف ترین مجسمه ساز نئوکلاسیک در اروپا آنتونیو کانوا (۱۸۲۲-۱۷۵۷) بود. یکی از آثار قابل ستایش کانوا، افسانۀ کوپید و سایکه است. در این اثر بال های کوپید باعث متعادل دیده شدن پیکرهای قوس دارشان شده و آن دو را به هم اتصال داده است. همچنین پوست صیقل یافتۀ مرمرین پیکرها، در کنار بافت پارچه و سنگ، نشان داده شده است. گر چه این مجسمه به صورت مجزا ساخته شده است، اما هدف اصلی هنرمند، این بود که تندیس به صورت مجموعه ای نا متقارن از شکل بیضی و مثلثی به هم پیوسته و به روشی تقریبا دو بعدی، دیده شود. این مجسمه بیانگر مجسمه های کلاسیک دوران باستان می باشد( استاکستاد مریلین، ۴۲۸:۱۳۸۹). مجسمۀ هبه از دیگر آثار وی می باشد که در تصویر شمارۀ ۳۱ مشاهده خواهید کرد. یکی دیگر از هنرمندان این سبک، ژان آنتوان هودون بود که کارهای او عمدتا پرتره بود. اغلب بصورت نیم تنه بود که تاثیر قوی از شخصیت مهماندار را قربانی ایده آلیسم نمی کرد. با ادامه حرفه ای طولانی مدت، سبکش کلاسیک تر شد. او بیشتر، چهره های بزرگ عصر روشنگری را به تصویر می-کشید؛ مانند مجسمۀ جورج واشنگتن (تصویر شمارۀ ۱۰)، مجسمۀ نیم تنۀ توماس جفرسون و بنیامین فرانکلین ( © ۲۰۱۷ Lumen Learning).


(تصویر۱۰) : نیم تنه جورج واشنگتن اثر ژان آنتوان هودون (حدود ۱۷۸۶)
منبع: ( lumenlearning(2019/11/19))
۴-لباس ها
۱-۴- ویژگی های لباس های سبک کلاسیک
لباس، واقعیت های اجتماعی و فرهنگی را خبر می دهد؛ آن ها به عنوان مصنوعات و شیوه ها عمل می کنند و نهادهایی هستند که آگاهی اجتماعی، ارزش ها، ایده ها و تجربیات را تشکیل می دهند (Cvikl, J. L. (2021)). وقتی به مجسمه های یونانی یا مصری نگاه می کنیم، در آن ها وقار وجود دارد که از ارزش های سادگی ناشی می شود، فقط موارد ضروری را نشان می دهد و تمام جزییاتِ بی اهمیت دیگر را حذف می کند، بنابراین سادگی نشان دهندۀ تمامیت و ابدیت است، که یکی از پارادایم های شکل دهندۀ کلاسیک است.


(تصویر۱۱): مجسمه مرمر یک زن منبع: ( lumenlearning(2019/11/19))
سزان که بر ساده سازی اشیاء تاکید داشت، همۀ اشکال را به شکل های اصلی کره، استوانه و مخروط تقلیل داد و استحکام قوی را در فضای سازمان یافته، نشان داد. مسلماّ درکلاسیک، فرم ها سازماندهی شده-اند(Kim, H. Y., & Lee, S. Y. (2005):6)) برخی از این فرم ها ذاتا برای اصطلاحات مد مناسب تر از سایرین هستند: وحدت درونی و فرم هایی که کلاسیک نامیده می شوند، آن ها را از تغییر مصون می دارد (Simmel, G. (1957)).
درسبک کلاسیک، زیبایی متناسب، در نهایت بر اساس تغییر محتوای زیبایی که دوره دنبال می کرد، یعنی با توجه به تغییر دیدگاه هنرمند نسبت به هنر آن دوره و ویژگی شی ء مورد نظر، تعیین می شد. و رعایت دقیق زیبایی متناسب نقش مهمی در انتخاب طرح های کلاسیک داشت. تناسب در طراحی مد نه تنها شامل بدن انسان یا خود لباس می شد، بلکه ترکیبی از همۀ عناصر مانند جزئییات، پیرایش و سایر لوازم جانبی بود که از طریق تناسب طلایی انجام می شد. آنچه در بیان بدن انسان تحت مفهوم کلاسیک مهم است، کمال بُعد تشریحی آن نیست بلکه وضوح فردی آشکار کردن هر قسمت از بدن انسان است (Kim, H. Y., & Lee, S. Y. (2005) :5-7). غنا و تنوع لباس هایی که در هنر یونان باستان نشان داده می شود، اغلب ناشی از دستکاری های ساده در سه نوع لباس اصلی است: کیتون، پپلوس و هیماتیون. قرار گرفتن خط کمر یا مهار شانه و دیده شدن ساق پا در کمد لباس باستانی، امکان تاثیرات بیشمار را نشان می دهد. با گذشت زمان و از طریق طیف وسیعی از تفاسیر هنری، این تغییرات خود تغییر کرده و در تنوع بیشتری از جلوه ها دگرگون شده است(koda Harold: October 2003).
می توان به دو نوع لباس یونان اشاره کرد، شیتون و پپلوم؛ اولی برای هر دو جنس و دومی مختص زنان بود. اولی لباس های تونیک پوشیده و تا شده روی بدن بود، در حالی که کیتون از طریق سنجاق ها یا دکمه ها به لباس دوخته و ثابت می شد، دومی شامل یک پارچه بود که روی بدن کشیده شده و توسط یک کمر بند نگهداری شده بود (Heritage Association (24.11.2019)). یکی از جزئییاتی که نشان دهندۀ شباهت باستانی است، بستن کمربند در بالای خط کمر طبیعی است (تصویر شمارۀ ۱۲) . در دوره ناپلئون در فرانسه، خط کمر کلاسیک به طور مستقیم در زیر سینه بالا رفت، حتی بالاتر از سطح دندۀ وسطی که در قدیم ترجیه داده می شد؛ این مبالغه، که در دوران نئوکلاسیک در همه جا رایج بود، از۱۷۹۰تا۱۸۱۰ کمر امپراتوری نامیده شد. برخلاف کمر در دوران باستان که از چنگ یا کمربند استفاده می کرد، کمر امپراتوری دارای یک نیم تنه بود که از طریق درز به دامن تا کف متصل میشد. تمام لباس های یونان باستان با استفاده از بند کنترل می شدند (koda Harold: October 2003).


(تصویر۱۲): مجسمه های مرمر، دوشیزه و یک دختر بچه منبع: ( lumenlearning(2019/11/19))
اصل پارادایم شکل دهنده کلاسیک، یک شبح سه بعدی از یک شکلِ واضح و فردی بر اساس بدن انسان را نشان می دهد و این به عنوان استاندارد کلاسیک تثبیت شده است (:۶ Kim, H. Y., & Lee, S. Y. (2005)). هنر کلاسیک مبتنی بر ساختار خطی همیشه از خطوط واضح و خطوط لامسه حمایت می کرد (Kim, H. Y., & Lee, S. Y. (2005):5). به تصویر کشیدن کمربند دوگانه بر روی پپلوها و کیتون ها نشان می دهد که متداول ترین روشِ استفاده از یک چنگک به منظور عملکرد وکشیدن کمر و بالا آوردن خط آن، با بالا کشیدن پارچه برای ایجاد کولپوس یا بلوزان است. هنگامی که بند دوم استفاده می شد، روی بلوز قرار می-گرفت تا در دور کمر تزیین قابل مشاهده ای ایجاد شود. از کنایه های دیگر کلاسیک منطقۀ خط گردن می-باشد همچنین بازنمایی عتیقۀ لباس های تک شانه و سینه ای که روی الهه و آمازون ها نشان داده شده است و نشان دهندۀ هویت اسطوره ای آن هاست نمادی از کلاسیک است و اساس ارتباط یقههای نا متقارن با یقۀ هلنی است. چنین جزئییاتی توانایی استناد به یک مدل کلاسیک را حفظ می کند (koda Harold:Toctober 2003). (تصویر شمارۀ ۱۳-۱۴)


(تصویر۱۳): مجسمه مرمر نایک، مظهر پیروزی منبع: ( lumenlearning(2019/11/19))


(تصویر۱۴) : مجسمه مرمر، شخصیت صلح منبع: ( lumenlearning(2019/11/19))
۲-۴ – ویژگی های لباس های سبک نئوکلاسیک
لباسی که اخیراً پذیرفته شده باشد را مد می گویند، همچنین شیوۀ رفتاری است که به صورت موقت به وسیلۀ گروه اجتماعی خاصی، اتخاذ می شود (عربی علی،۱۳۹۲: ۹۷). مد نوعی تقلید و به همین ترتیب یکسان سازی اجتماعی است، اما به طور متناقض در تغییر بی وقفه، زمانی را از زمان دیگر و یک قشر اجتماعی را از دیگری متمایز می کند. افراد یک طبقه اجتماعی را متحد می کند و آنها را از دیگران جدا می کند. آغازگر مد نخبگان هستند و وقتی توده ها در تلاش برای محو تمایزات بیرونی و طبقاتی از آن تقلید می کنند، آن را برای شیوه ای جدیدتر رها می کنند. این فرایند با افزایش ثروت، سریع تر می شود (Simmel, G. (1957)).
رجوع به سبک کلاسیک، نه تنها در هنرهایی چون نقاشی، معماری، مجسمه سازی و…، بلکه در لباس و منسوجات نیز رواج یافت (Heritage Association (24.11.2019)). بدین گونه، زیبایی لباس به جای اینکه به طور طبیعی آشکار شود، از طریق ساخت و ساز تحت فرض تفکر هندسی از نظر ایدئولوژیک تعریف می شود؛ بنابراین زیبایی از طریق تفکر هندسی ایجاد شد و از کلاسیک به نئوکلاسیک به اوج خود رسیده و به معماری و لباس نفوذ کرد و بدن طبیعی را از نظر هندسی تنظیم و محدود نمود (Kim, H. Y., & Lee, S. Y. (2005)).
نئوکلاسیک (۱۸۲۰-۱۷۹۵) به سبک امپراتور یا دیراکتوار نیز مشهور بود. مدی نسبتا ساده و متعادل، کشیده و باریک محسوب می شد؛ که کلاسیک یونان و روم باستان را منبع الهام خود می دانست. و این انقطاع بنیادین از لباس های پرزرق و برق، سنگین و دست و پا گیرِ رایج در زمان روکوکو، انعکاس اصول دموکراتیک جمهوری تازه بنیان فرانسوی بعد از انقلاب بود. پس از سال ۱۷۶۰، اجزای نئوکلاسیک جزئی از البسه زنانه متداول و معمول بوده اند (مکنزی مایری، آیدا تدین،۳۰:۱۳۹۹). ویژگی های لباس های زنان نئوکلاسیک ویژگی های زیبایی شناختی لباس ها در رویدادهای سیاسی، تحولات و تغییرات اجتماعی، سبک زندگی، که حساس به ارزش زیبایی شناختی هنر است تغییر می کند. روح یونانی و رومیِ رویدادهای سیاسی که دنبال می شد، به انقلاب و هنر کلاسیک اضافه شد و فلسفۀ نویسندگان و هنرمندان آن زمان در لباس ها هم منعکس شده بود. با توجه به ظاهر طبیعی، لباس های یونان باستان مدلی ایده آل در آن زمان بودند. بازنمایی در حکاکی باستانی لباس هایی مانند دوران یونان برای اولین بار در فرانسه استفاده شد که به عنوان روپوش به سبک امپراتوری اشاره می کند (Shin, K. S. (2011)).
زنان شروع به استفاده از لباس های سبک موسل در رنگ سفید و سایر رنگ های ظریف و روشن کردند که نیم تنه، دامن خطی و چین دار را دربر می گرفت و در اصطلاح به آن خط امپراتوری گفته می شد (Heritage Association (24.11.2019)). تا سال ۱۸۰۰، ظاهر دورکمر در جهان غرب غالب بود و شدیدترین جلوه های لباس کلاسیک که انقلابی مانند، مرطوب کردن لباس به طوری که به بدن چسبیده شود، به ندرت پس از ۱۸۰۰ مشاهده شدند با این وجود نئوکلاسیک، همچنان بر لباس های شیک غالب بود. زنان شیک پوش آگاهانه به دنبال بازسازی مدهای فرضی یونان باستان یا روم بودند. همه چیز از مدل مو گرفته تا شال هایی که روی خود می انداختند، قدمت را بر می انگیخت. برتری رنگ سفید به عنوان رنگ لباس، تا حدی ناشی از این فرض بود که، از مجسمه سازی کلاسیک گرفته شده بود و زنان کلاسیک فقط سفید می پوشیدند ( Harper Franklin: Aug 18, 2020) (تصویر شمارۀ ۱۵).


(تصویر۱۵): ژاک لویی داوید، مادام رکامیر، موزه لوور پاریس منبع: (Harper Franklin: Aug 18, 2020)
شمیز، نوعی پیراهن نخی ساده سفید بود که نامش از نوعی زیرجامه گرفته شده بود، نمونه ای سرآمد از تغییر قابل ملاحظۀ سبک های کُرست دار و دامن های گشاد و چین دار روکوکو محسوب می شد. این شمیز تقریبا نازک و بدن نما، یقه دکولته با آستین های چین دار کوتاه و در تن افراد استوانه ای شکل و آزاد بود که در فرم سبک نئوکلاسیک تکامل یافت و به مد آن زمان از ۱۷۹۵ تا حدوداً ۱۸۲۰ تسلط یافت (مکنزی مایری، آیدا تدین،۳۰:۱۳۹۹). در اصل پیراهن سفید به عنوان نشانی از موفقیت، قدرت تجاری و به عنوان یک نماد استفاده می شد و نشانگر متمایز کنندۀ رتبۀ اجتماعی بود و اساساَ به عنوان نمادی برای نشان دادن موقعیت اجتماعی در نظر گرفته می شد ( BrouGh, D. (2013)). پیراهن سفید توسط نخبگان به جای طبقۀ متوسط پوشیده می شد، طبقۀ متوسط مردم به ندرت پیراهن سفید می پوشیدند زیرا شستشوی خاصی نیاز داشت (Ratuannisa, T., Santosa, I., Kahdar, K., & Syarief, A. (2020)).
با الهام و الگو گیری از پیراهن هایی که روی بدن مجسمه های یونان باستان دیده می شد، پارچه ها را از جنس تور نازک و ساده تولید می کردند؛ توری های سَبُک نخی، متقال و ململ، نمودی مزین و با شکوه داشت که احیای سبک کلاسیک اقتضا می کرد. همچنین، این نوع پارچه ها نسبت به منسوجات شق و رق و خشکی که جایگزینشان شده بودند، بسیار سرآمد و شاخص می نمایاند. در این پیراهن ها، خط کمر از جای اصلی و همیشگی و طبیعی خود تغییر مکان داد و در زیر سینه قرار گرفت (مکنزی مایری، آیدا تدین،۳۰:۱۳۹۹). از دهه۱۷۹۰، روکوکو پانیزها، کُرست ها که نماد زمانه بود، همه ناپدید شدند و درعین حال تمام مواد با کیفیت بالا نیز ناپدید شدند؛ در عوض خانم ها لباس هایی شبیه لباس زیر به تن می کردند که گاهی خیلی تنگ و از موسیلین سفید بود (Shin, K. S. (2011)). پیچیدگی و محدودیت های قبل منجر به معرفی روپوش چای شد. این لباس برای پوشیدن در خانه و درکنار دوستان زن، گشاد، راحت و آزاد بود و بدون داشتن کُرست پوشیده می شد یا اینکه آن را شل می بستند. این لباس بدون درز کمر بود و همراه برش های پرنسسی، که به نظر می رسد از آن زمان به جای مانده است (Cunnington, C. W. (1990)) (تصویر شمارۀ ۱۶).


(تصویر ۱۶): ژان برنارد دوویویر، پرتره مادام تالین،۱۸۰۶ منبع: ( Harper Franklin: Aug 18, 2020)
برش های باریک، سَبُک و تقریبا سادۀ این لباس ها نتیجۀ کاربردی به همراه داشت. دیگر از جیب های روی دامن استفاده نمی شد و همین موضوع زنان را مجبور کرد کیف های دستی و کیسه هایی با خودشان به همراه داشته باشند. این مدل کیف های بندی وکیسه ها که به آن ها کیف های دستی گفته می شد، در انبوهی از پارچه های مختلف و سبک های گوناگون ساخته می شد و به شکل اشیاء مختلفی مثل خاکستر دان، آناناس، صدف و سبد دیده می شدند (مکنزی مایری، آیدا تدین،۳۱:۱۳۹۹-۳۰). فیلیپ سگوی، مورخ مد، نوشت که لباس اوایل دهه ۱۸۰۰ در زمان هادریان لباسِ در خانه بود. بااین حال، نئوکلاسیک تنها تاثیرگذار در مد دهۀ۱۸۰۰ نبود و مبارزات ناپلئون بناپارت از سراسر جهان الهام بخش بود. به عنوان مثال، اِشغال مصر، عمامه ها را برای لباس شب رواج داد و طرح های خرابه های مصری از نقوش نخل الهام گرفت. در اواخر دهه، تزئینات اسپانیایی، مانند آستین های بریده و استفاده از خزِ وارد شده از روسیه، لهستان و پروس نتیجۀ حملات ناپلئون به آن کشورها بود (Harper Franklin: Aug 18, 2020).
انواع موسیلین ها که از هند وارد می شد بسیار نازک و شفاف بود، و باعث می شد لباس مجلسی شکلی زیبا داشته باشد. لباس ها کاملا متفاوتند و مواد آنقدر کش می آیند که به نظر می رسد چسب خورده اند، انگار چروک خورده شده و خط دورکمر روی آستین پف دار هم بود که به آستین mameluke تغییر کرد (تصویر شمارۀ ۱۷) و کفش ها و دمپایی ها هم تخت و بدون پاشنه بودند (Shin, K. S. (2011)).


(تصویر ۱۷): آستین مامیلوک،لباس موسلین،۱۸۲۲ منبع: ( Harper Franklin: Aug 18, 2020)
مهم ترین وسیله جانبی دوره نئوکلاسیک ، شال به ویژه شال کشمیر(کشمیر هندی) بود (تصویر شمارۀ ۱۸). لباس های سبُک مِشین از سرما محافظت چندانی نمی کرد و شال ها به یک لوازم جانبی ضروری تبدیل می-شدند. آنها نه تنها گرما را تامین می کردند، بلکه به جلوۀ کلاسیک پارچه ها نیز افزوده اند. شال های هندی وارداتی لوکس بسیار گران قیمت و مورد علاقۀ ملکه ژوزفین (همسر ناپلئون) بود (Harper Franklin: Aug 18, 2020).


(تصویر۱۸): لباس وشال کشمیر، حدود۱۸۰۰، پنبه وحریر دوزی منبع: ( Harper Franklin: Aug 18, 2020)
شال های پشمی در شهرهای اسکاتلندی «پیزلی» تولید می شد و طرح اشک مانند و متفاوت این شال ها، به شکل های بته جقه ای (پیزلی) شهرت یافت. برای اولین بار، به منظور حفظ و مراقبت بیشتر در برابر تغییر آب و هوا، از انواع ژاکت و کت به گونه ای که در حال حاضر ما می شناسیم، استفاده شد. مدل خاص و بسیار رایج آن زمان، ژاکت خیلی کوتاهِ خوش دوختی بود، به نام «اِسپِنسر» که باعث می شد دست ها کاملا پوشانده شود (مکنزی مایری، آیدا تدین،۳۱:۱۳۹۹). این لباس یاد بودی از « اِرل اِسپِنسر» بوده است (هاتف جلیل مرضیه:۱۵۷،۱۳۹۹). بین سال های ۱۷۹۵تا ۱۸۲۰، با اصلاحات و تغییرات جزئی، زنان این ژاکت را می-پوشیدند (مکنزی مایری، آیدا تدین،۳۱:۱۳۹۹). شال ها در آن زمان نمادی از یک خانم شیک پوش و سبکِ ساده هنگام بیرون رفتن بود، علاوه بر زیبا جلوه دادن، روپوشی بود که مانند یک کت عمل می کرد و ملکه ژوزفین از آن استفاده می کرد؛ پر شترمرغ به عنوان نوعی روسری شیک بود که با زیورآلات خز و جیب معروف به reticule، تزئین می شد و به آن وصل می شد (Shin, K. S. (2011)).
لباسstomacher یا fort fall شامل یک قسمت جلو تنه متصل به دامن بود که تا حدی در یک فلپ بریده شده بود (تصویرشمارۀ ۱۹).


(تصویر۱۹) : Stomacher منبع: )(۰۹ December 2016)Daily and general garments and textiles (

هنگامی که پوشنده آستین ها را می کشد و آستر داخلی بدن را محکم می کند، فلپ دامن به بالا کشیده می شود و با کمربندهای دور کمر محکم می شود و قسمت جلوتنه در جای خود چسبانده می شود (تصویر شماره ۲۰). این نوع لباس به عنوان لباس مجلسی شناخته می شد. در حدود ۱۸۰۴، برخی از لباس ها با بستن دکمه در قسمت پشتی نیم تنه ساخته می شد که به عنوان لباس بچه گانه شناخته می شدند (Harper Franklin: Aug 18, 2020).


(تصویر۲۰): لباس پاییزی،۱۸۱۰-۱۸۰۵،ابریشم منبع: ( Harper Franklin: Aug 18, 2020)
تا سال ۱۸۱۰ دامن ها بسیار صاف تر بودند و پری که در دامن باقی مانده بود در عقب متمرکز شده بود، در حالی که قسمت جلویی صاف بود و مستقیما روی زمین می افتاد. نکته مهم این است که بخشی از ایده آل نئوکلاسیک، زیبایی بدن طبیعی و برهنه بود (همان). پیراهن طرح امپراتور یا همان نئوکلاسیک، که به خاطر خط کمر در زیر سینه، دامن بدون حلقه و استفاده از ململ زینتیِ ظریف و پارچه های نخی وارداتی از هند حالتی خاص را جلوه می داد و فرم تکمیل شده ای بود از پیراهن شومیز، که در دهه ۱۷۸۰، آن را به تن می-کردند (مکنزی مایری، آیدا تدین،۳۱:۱۳۹۹) (تصویر شمارۀ ۲۱).


(تصویر ۲۱): شال وپیراهن ململ،۱۸۱۱-۱۸۰۰ منبع: (مکنزی، مایری، آیدا، تدین: ۱۳۹۹)
باز کردن نیم تنه های روز در جلو به شکل یقه V یا مربع رایج شد. این یقه های باز تقریبا همیشه با روبان ها، تورها یا قیطان ها تزیین می شدند و این یقه های آشکار، باعث گرایش به گردنبندهای برجسته مانند چوکرهای مخملی و آویزهای جت شد (Cunnington, C. W. (1990)) (تصویر شمارۀ۲۲).


(تصویر۲۲): لباس پاریس، ۱۸۰۱، موزه ویکتوریا و آلبرت، لندن منبع: Shin, K. S. (2011)

درسال های اولیه، شیک ترین آستین ها برای لباس روز و لباس شب، آستین های کوتاه بود. اما بعدها آستین های بلند نیز پوشیده شدند. در شب، مدهایی برای پوشیدن لباس های کوتاه یا تونیک وجود داشت که از کلامی های یونان باستان گرفته شده بود. درحالی که رنگ سفید برای عصر درست تلقی می شد، موزلین های تقریبا شفاف گاهی اوقات روی لکه های ابریشمی رنگی پوشیده می شدند و پاستل های درخشان ایجاد می-کردند(Harper Franklin: Aug 18, 2020).
لباس عروس نئوکلاسیک در اوایل قرن نوزدهم، به اندازه ی لباس زنان، جدید بود. سبک باریک به دنبال کلاسیک، سبکی که بر زیبایی خطوط منعکس شده در لباس تاکید دارد، بود و در آن رنگ سفید نماد خلوص عروس است. لباس عروس سفید از دهۀ۱۸۲۰ شروع شد و به نمادی از بکارت و معصومیت تبدیل شد. برای نشان دادن افتادگی کلیِ سجاف دامن، که از خط کمر شروع شده است، به زمین کشیده می شد. خط گردن یک دکلته مربع عمیق است، آستین کلاه دار یا آستین بلند تنگ بود و یک کت اِسپِنسر روی لباس عروس می پوشیدند. اما با لباس عروس، پوشیدن نوع مشابه Feliceمعمول بود که یک لباس مجلسی بلند بود (Shin, K. S. (2011)). در این دوره، ساده سازی و استاندارد سازی نئوکلاسیک، این ویژگی زیبایی شناسی روی لباس عروس نیز اعمال شد (Shin, K. S. (2011)).
ناپلئون با اعلام امپراتوری، تجمل و شکوه رژیم قدیم را احیا کرد و بار دیگر لباس مجلسی مجلل را به-وجود آورد. ناپلئون به صنعت ابریشم در فرمان امپراتوری مبنی بر پوشیدن ابریشم فرانسوی در مراسم رسمی کمک کرد. پوشیدن پنبۀ خارجی را برای تحریک تولید فرانسه ممنوع اعلام کرد. همسرش ملکه ژوزفین، شیک ترین زن آن دوران، رهبر بی چون و چرای مد بود و در مورد تناقضات مد، موزلین های ساده را ترجیه می داد (Harper Franklin: Aug 18, 2020). او با لباس عروسش، عبایی به تن داشت که روی آن دو پر شتر مرغ نقش بسته بود. پوشیدن کاپوت توری راسل، روکش توری که با پارچۀ ساتنِ سفید و خز قو تزئین شده که تصویر به تن داشتن آن، در مجله Ipswish Journal نمایش داده شده است (Shin, K. S. (2011)). لباس عروس شاهزاده کارولین در سال ۱۷۹۰، به سبک امپراتوری بود (تصویر شمارۀ ۲۳)، توری روی ساتنِ سفید که کل لباس را پوشش داده بود، چین و چروک در پایین داشت و دنباله دار بود به همین دلیل کنیزی پشت آن را نگه داشته است. بنابراین کل جامعه در آن زمان سعی کرد زیبایی کلاسیک سبک یونانی را دنبال کند (همان).


(تصویر۲۳): ازدواج پرنسس کارولین،۱۷۹۵ منبع: Shin, K. S. (2011)
سایر لوازم جانبی کوچکتر نیز که مشخصۀ این دوران است، مانند قایق های قوسی وکفه های خز بزرگ به طور قابل توجه مُشبکِ یک کیف دستی و کمر بندکوچک، یک عنصر استاندارد در لباس زنانه شد. کلاه های جوکی، عمامه های مجلل عصرانه، کلاه های پهن، کلاه های محافظ صورت و کلاه های مُحجبه همه گزینه های ساده ای بودند و آرایشگری نیز بیشتر بر الهام کلاسیک آن دوران تاًیید کرد. سبک ها اغلب از دوران باستان مانند IAgrippine و Bourshis نامگذاری می شدند. افراطی ترین سبک a la Titu بود که در آن موها کوتاه شده و بهم ریخته بود. موهای یک زن در حلقه ها و فرم هایی که اغلب با بند مرتب شده بود، با روبان و شانه های نگین دار در هم آمیخته بود (Harper Franklin: Aug 18, 2020) (تصویر شمارۀ ۲۴).


(تصویر۲۴): پوشش سر لندن، ۱۸۰۴ منبع: Shin, K. S. (2011)
ژاک لویی داوید با نقاشی های خود در زمینه معرفی و اشاعه سبک پوشش نئوکلاسیک همیشه الگو ، سرمشق و راهگشا بوده است. نقاشی های او از زنان سرشناس (تصویر شمارۀ ۲۵) که پیراهن های ململ ساده پوشیده اند و با شال ها خود را آراسته اند تا بر ظاهر کلاسیکشان تاکید کنند، اکثر مردم را به شدت تحت تاثیر قرار داده بود و شوقی تازه در دوران بعد از انقلاب فرانسه در رابطه با مد و نو شدن آن به وجود آورد (مکنزی مایری، آیدا تدین،۳۱:۱۳۹۹).


( تصویر۲۵): ژاک لویی داوید، مادام رمون دوورنیناک۱۷۸۰-۱۸۲۷ منبع: (مکنزی، مایری، آیدا، تدین:۱۳۹۹)
همچنین در تصاویر باقی مانده از نقاشی های «فرانسوا ژرارد» از چهره «مادام رکامیه» این سبک از پوشاک به تصویر کشیده شده است (هاتف جلیل مرضیه،۱۵۷:۱۳۹۹).

۵- بازگشت به دوران کلاسیک
ماهیت سبک این است که در معرض تغییرات مکرر است و ناشی از اشتیاق مصرف کنندگان برای چیزهای جدید می باشد. سبک به عنوان رمزی متشکل از عناصری که مانند حروف الفبا برمی آیند و می توان آن ها را با هم مخلوط کرد و ترکیب های بی پایانی ایجاد کرد که خود نوعی خلاقیت محسوب می شود (Ranathunga, G. M. (2020):1). سبک های مد برای سال ها توسط سبک های تاریخی تغذیه شده اند (Ratuannisa, T., Santosa, I., Kahdar, K., & Syarief, A. (2020):1)
یکی از واضح ترین نشانگرها، نشانگرهای ظاهری است که افراد با آن خود را از دیگران متمایز نشان می-دهند و سپس به عنوان عضوی از گروه خاصی شناخته می شوند. انتخاب لباس می تواند به عنوان بیانیه ای عمل کند که نشان می دهد یک فرد از گروه خاصی است و مجموعه خاصی را به اشتراک می گذارد (Ratuannisa, T., Santosa, I., Kahdar, K., & Syarief, A. (2020):1). مد کلاسیک یک سبک مد است که جذابیت زیادی دارد و اغلب به عنوان یک لباس اساسی در نظر گرفته می شود و متعلق به افراد زیادی است. کلاسیک همچنان ادامه دارد و تولید، فروخته و استفاده می شود و به طور مدام مطابق دوران در حال تکامل است (همان:۳). درسال ۱۹۷۳تقریبا زندگی تمام اقشار جامعه با افزایش بی سابقۀ قیمت نفت تحت تاثیر قرار گرفت؛ و همچنین تعداد زنانی که در حرفه های مختلف شاغل بودند زیاد شدند و موجب شد بار دیگر، پوششِ ماندگارِ کلاسیک رواج پیدا کند و امکان با صرفه بودن را فراهم آورد. دهۀ۱۹۷۰ که اکثر مواقع با عنوان دهه ای که سبک فراموشش کرد، مورد نقد بود و مسخره می شد دوران مد پلورالیستی یا کثرت گرایانه و از هر دری سخنی بود، اغتشاشات و بی نظمی های اجتماعی و بی ثباتی اقتصادی باعث شد در عرصه مد و پوشاک، نوعی از هم گسستگی ایجاد شود. درچنین موقعیتی، بازگشتی خاموش به سبک های شایسته، شیک و درخور، کارآمد، معقول و با کیفیت پوشش کلاسیک ایجاد شد (مکنزی مایری، آیدا تدین،۱۰۶:۱۳۹۹).
هر طراح لباس اصالت خود را دارد و روند ها را براساس اصول طراحی خود تنظیم می کند (Ranathunga, G. M. (2020):5). برخی از روندها ی مد بر اساس اقلام مد و در حالت برش، معلوم می شود که اکثر مردم با پوشیدن آن راحت هستند، این اقلام قابلیت انطباق با آن ها را دارند و به سبک کلاسیک تبدیل می شوند (Ratuannisa, T., Santosa, I., Kahdar, K., & Syarief, A. (2020):3). به طور مثال، لباس کپسول (capsule wardrobe) شامل دامن های تا سر زانو، شلوارهای مدل سیگاری، انواع بلوز و پیراهنهای رسمی مردانه، کت و لباس ساده بافتنی بود که تمام شان به محصولات عمده همیشگی تبدیل شدند (مکنزی مایری، آیدا تدین،۱۰۶:۱۳۹۹). یا شلوارجین که همیشه مطابق با آخرین مد تغییر می کند و می توان آن را سنگ شور، رنگی یا پاره شده پوشید. شلوار جین کلاسیک زمانی که برای اولین بار ظاهر شد، در همه جا دیده و فروخته شد و می تواند توسط افراد با هر جنسیتی استفاده شود (Ratuannisa, T., Santosa, I., Kahdar, K., & Syarief, A. (2020):3).
در لندن جین میور، در میلان والترآلبینی و در پاریس سونیاریکیل، همگی لباس هایی را طراحی می کردند که برازندگی و کلاسیک بودن را به نمایش می گذاشت. در نیویورک نیز کلرمک کاردل برجسته ترین طراح مدرن و پرچم دار این سبک به شمار می رفت و به دلیل تولید لباس های آراسته، بی پیرایه و کارآمد، مشهور و معتبر بود. از دیگر طراحان این سبک می توان جِفری بین، کِلوین کلاین و رُی هالستون را برشمرد که همگی سرمشق و الگوهای سبک بازگشت به کلاسیک هستند (مکنزی مایری، آیدا تدین،۱۰۷:۱۳۹۹). کِلوین کلاین(calvin klein) طراح آمریکایی یک امپراتوری مد فوق العاده موفق را از طریق سادگی ایجاد کرده است. تاکید کلاین در طراحی لباس همیشه بر مُدرنیته و سادگی و ایجاد لباس های پوشیدنی وکاربردی است (Cole, S. Klein, Calvin (b. 1942):1).
طراحی های جین میور، شکل بی پیرایه و ساده ترِ سبک بازگشت به دوران کلاسیک محسوب می شود. او که خودش را طراحی معرفی کرده بود که مد را فدای سبک نخواهد کرد، با استفاده از ترکیب رنگ های ملایم و روشن کار می کرد و مجموعه لباس های در ظاهر ساده اما همیشه شیک و شایسته اش او را مشهور کرده بود. در سال ۱۹۷۱ مقارن با ارائۀ اولین مجموعۀ خودش در پاریس، مجلۀ پارسی اِل او را ملکۀ جدید قلمروی جامۀ زنانه اعلام کرد. جین میور لباس هایی درخور، دلپذیر، آراسته ، مانا و آسان پوش برای بانوان طراحی می کرد که ماهیت سیالِ پارچه های مورد علاقه اش مانند کشباف، جیر نرم، پشم کرک دار را برای جِلوه دادن به آن ها استفاده می کرد. طراحی های او در این سبک تا زمان مرگش تداوم داشت (مکنزی مایری، آیدا تدین،۱۰۷:۱۳۹۹).

۱-۵- رُی هالستون، طراح لباس سبک بازگشت به دوران کلاسیک
رُی هالستون(Roy Halston Frowick)، اولین سوپر استار مد بین المللی، استاد برش، جزئیات و تکمیل بود. جکی کندی اوناسیس (تصویر شمارۀ ۲۶)، الیزابت تیلور، بیت پیلی، باربارا والترز، لورن باکال، بیانکاجگر و لیزا مینلی تنها برخی از زنانی بودند که طرح های او را می پوشیدند. هالستون در ۲۳ آوریل ۱۹۳۲ درDesmoines آیووا، دومین پسر یک حسابدار نروژی آمریکایی با اشتیاق به اختراع، به دنیا آمد. او از طریق مادرش به خیاطی علاقمند شد. از نوجوانی شروع به ساختن کلاه و تزئین لباس برای مادر و خواهرش کرد و بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه، در سال ۱۹۵۲ به عنوان طراح لباس مشغول به کار شد. در سال۱۹۶۱، او یک ژاکت و یک کلاه برای خانم کندی طراحی کرد. خلقت ساده و بدون تزئین هالستون، توسط زنان در سراسر جهان کپی شد (Cole, S. (2002):1).
در سال ۱۹۷۲ رُی هالستون، شرکت تولیدی خودش را در نیویورک ایجاد کرد. طرح هایی که به ظاهر ساده بود و پوشاکی که با نماد «اصل هالستون» تولید می شدند از دیده شدن تکنیک های شایان تقلیدی که در تولیدشان به کار گرفته شده بود، جلوگیری می کرد. پیراهن های بلند مجلسی، پیراهن های آستین کوتاه زنانه، ترکیب های مختلف تونیک و شلوارر و دامن های لُنگیِ او از زَروزیورِ غیر ضروری و رنگ های جیغِ پر زرق و برق فاصله داشت و در عوض بر انواع پارچه های جیر مصنوعی، کشمیر، کشباف و ابریشم تکیه داشت تا چین خوردگی و شیارهای موج گون را که هالستون به همین دلیل به شهرت رسیده بود، در طراحی های خود به وجود بیاورد (مکنزی مایری، آیدا تدین،۱۰۷:۱۳۹۹).


(تصویر۲۶): کلاه و لباس جکی کندی، ۱۹۶۱ منبع: ((marieclaire (24 may 2021)

در یک نمایش مد در سال ۱۹۷۳ در وِرسای، جایی که طراحان آمریکایی بودند، هالستون برای نمایش آثار خود در کنار طراحان برتر فرانسوی دعوت شده بود، خلوص عالی لباس هایش، دنیای مد را مبهوت کرد. او از ژاکت کشمیری، کمریِ پیراهن ها، شلوارهای سادۀ شیک استفاده کرده بود. شناخته شدهترین لباس هالستون، لباس کمریِ اولتراسوید بود (تصویر شماره ۲۷) و او را در سال ۱۹۷۲ معرفی کرد، که محبوب ترین لباس ها در آمریکا در دهۀ ۱۹۷۰بود. موفقیت هالستون ناشی از ساده بودن رنگ لباس و راحتی و قابل شستشو بودن در ماشین لباسشویی بود(Cole, S. (2002):2).


(تصویر۲۷): لباس جیر بژ، محصول هالستون،۱۹۷۲ منبع: (مکنزی مایری، آیدا تدین: ۱۳۹۹)

طرح های او در حالی که ساده بودند، به صورت غیر قابل انکاری دارای جاذبه های جنسی بود و در آن ها نمای خفیفی از زرق و برقِ کار های دوستان سرشناسش، نمایان بود (مکنزی مایری، آیدا تدین،۱۰۷:۱۳۹۹). لباس جیرِ مصنوعیِ او که اثر خارق العاده اش به حساب می آید، تاثیری شگفت انگیزی بر مجموعه های مینی مالیست های معاصر مانند کلوین کلاین، دونا کارن، نارسیکو رودریگز گذاشت (هاتف جلیل مرضیه:۱۷۴،۱۳۹۹). مدرنیسم با رد قید و بندهای غیر طبیعی، به دنبال ترقیِ سلامت و افزایش عمر مصرف-کنندگان خود بود، به همان ترتیب هم بازگشت به دوران کلاسیک با تبعیت از این اصلِ محوری خود که فرم تابع عملکرد است، ادامه پیدا کرد. این سبک ثابت کرد که مُدی ماندگار است و تقاضا برای لباس های ساده، معقول ولی شیک، شایسته و برازندۀ آن همچنان ادامه خواهد داشت (مکنزی مایری، آیدا تدین،۱۰۷:۱۳۹۹).
۲-۵- تجزیه و تحلیل نمونه طرح های برند رُی هالستون
در این بخش به توصیف، تحلیل و بررسی چند نمونه لباس مجلسی از برند رُی هالستون، می پردازیم. در مجموعۀ کپسول های هالستون (تصویر شماره ۲۸و۲۹) که همیشگی، کارآمد و برازنده هستند، کُرست ها همچون دوران نئوکلاسیک حذف شده اند؛ رهایی و آزادی بدن ها دیده می شود. همانطور که در بررسی های لباس های دوران نئوکلاسیک به آن پرداخته شد و حذف لباس های زیر تنگ برای خانم ها یکی از خصوصیات آن دوره بود، و «در افسانه های مُد فراوان است، از زنانی که می گویند: اقامت خود را به طور کامل کنار گذاشته اند و اصلا با لباس زیر بسیار کمی ظاهر می شوند» (Harper Franklin: Aug 18, 2020). نازکی و نمایان بودن بدن نیز یکی دیگر از ویژگی هایی است که می توان به آن اشاره کرد. حتی در دوران کلاسیک لباس ها را مرطوب می کردند تا به بدن چسبیده و فرورفتگی و برجستگی های بدن بیشتر نمایان شود، همانطور که در مجسمه های دوران باستان نیز دیده می شود. «لباس های روز با آستین های کوتاه بود و موزلین ، شکل پا را نشان می داد» (Harper Franklin: Aug 18, 2020). زمانی بدن انسان با لباس خاصی حس راحتی فیزیکی و احساس آرامش خواهد کرد که آن لباس با خصوصیات پذیرفته شدۀ بدن، موافق باشد (مونسی سرخه مریم، ۱۳۹۶: ۱۴۱). این مجموعه بدون استفاده از برش های پیچیده، در عین سادگی، بدون هیچ تزئین زائد، با تمام شکوه و سادگی، با استفاده از رنگ های ملایم، پدید آمده و همانطور که قبلا بیان شد، اینها نمادی از اصول سبک کلاسیک هستند.


(تصویر ۲۸): لباس لیزا از سری مجموعه کپسولهای Halstonxnetfix
منبع: (HARRY ARCHER(2021/jun/8))

در طرحی که « سارا جِسیکا پارکر هنگام ورود به مراسم مت گالا در سال۲۰۱۰ با موضوع، زن آمریکایی شکل دادن به یک هویت ملی، یک لباس مجلسی طلایی خیره کنندۀ هالستون را انتخاب کرد» (Marie Claire:2021) و پوشید، اصول کلاسیک مانند آزادی ، راحتی و گشادی در آن وجود دارد و پلیسه هایی که خود تاکیدی بر خطوط عمودی در معماری ها و یادآور چین های موجود در مجسمه های یونان باستان است دیده می شود، «بزرگترین ویژگی پارادایم شکل دهنده کلاسیک، خط است» (Kim, H. Y., & Lee, S. Y. (2005)). حالت بلوزان شدن در قسمت کمر و برهنگی و یقۀ بسیار باز در بالاتنه به چشم می خورد که یکی دیگر از خصوصیات طرح های یونان میباشد. نکته مهم دیگر، استفاده از رنگ طلایی خیره کننده در این لباس است که باعث گران قیمت تر دیده شدن لباس می شود.


(تصویر۲۹): سارا جسیکا پارکر(Sarah Jassica parker)، ۲۰۱۰ منبع: ((marieclaire (24 may 2021)

طرحی توسط کیت ماس، برای حضورش در جشنوارۀ فیلم کن روی فرش قرمز پوشیده شد که از آرشیو هالستون برداشته شده بود (Marie Claire:2021) (تصویر شمارۀ ۳۰)، برهنگی در آستین ها و تک شانه بودن پیراهن، رهایی لبه های لباس و چینهای آزاد در لباس، یادآور توگاهای یونان باستان در نقاشی ها (تصویرشمارۀ ۷و۸) و تندیس ها و مجسمه های آن دوره است.


(تصویر ۳۰): کیت ماس(Kate Moos )، ۲۰۱۶ منبع: ((marieclaire (24 may 2021)
طرح پیراهن با رنگ سفیدی که به نقره ای می گراید (تصویر شمارۀ ۳۲)، که «بدون شک سفید مد ترین رنگ برای لباس ها » (Harper Franklin: Aug 18, 2020) در زمان کلاسیک بود و لباس عروس شاهزاده شارلوت در سال ۱۸۱۶ که بایک قطعه مِش نقره ای شفاف روی یک ساتن سفید پوشیده شده بود (Shin, K. S. (2011)) ، قد بسیار بلندی که روی پاها را می پوشاند، موهای فر (تصویر شمارۀ ۱۵) ، که در نقاشی ژاک لویی داوید از مادام رمون دوورتیناک، در سالهای۱۷۸۰-۱۸۲۷ به تصویر کشیده است (تصویر شمارۀ ۲۵) و عریانی بالاتنه، همچنین چینی که به وسیله گره ای روی خط دکلته لباس ایجاد شده، و در مجسمۀ هبه، اثر آنتونیو کانووا (تصویر شمارۀ ۳۱) مشاهده می شود، باعث شده است لباس ظاهری کلاسیک به خود بگیرد و در عین حال طرحی مدرن باشد.


(تصویر ۳۱): مجسمۀ هبه، اثرآنتونیوکانووا (۱۸۰۰) منبع: ( lumenlearning(2019/11/19))


(تصویر ۳۲): Heritage spring2018 Halston
منبع: ((Halston Heritage Spring 2018 Ready-to-Wear Collection / vogu

استفاده از کفش های بدون پاشنه، فیگور های ساده و استفاده از رنگ های ملایم و خنثی، ریزش و رهایی پارچه ها و یقۀ بسیار باز در این طرح، سادگی در پارچه که « نماد کار مردم عادی دوران نئوکلاسیک لباس Ding، بسیار ساده است و فقط در رنگ سفید متفاوت است » ( Shin, K. S. (2011)) ، نیز از مشخصات سبک نئوکلاسیک می باشد. نحوه ایستادن مدل، طرح را به هدف طراح نزدیک تر کرده است (تصویر شمارۀ ۳۳-۳۴)، خطوط مستقیم و عمودیِ پارچه از اعتقادات سبک معماری نئوکلاسیک بود که طراح برای نشان دادن این خطوط از پارچۀ راه راه استفاده کرده است.


(تصویر۳۳): مجسمه مرمر یک زن منبع: ( lumenlearning(2019/11/19))


(تصویر ۳۴): Heritage spring2018 Halston
منبع: (Halston Heritage Spring 2018 Ready-to-Wear Collection / vogu)

در طرح سرهمی (تصویر شمارۀ ۳۵)، اشاره به خط کمر و رهایی پارچه بعد از گرۀ ایجاد شده است و خود پدید آور چین های رها و طبیعت گرایانه که توان تحرک دارند، شده است؛ دیده شدن بخشی از بدن به واسطۀ برشی که درخط کمرِ لباس وجود دارد و نداشتن آستین، استفاده ازجزئیاتی مانند، یقۀ گرد ساده بدون هیچ تزیین اضافه و به کارگیری رنگ خنثی که در این لباس مشهود است، ناظر بر وام گرفتن از علائم و نمادهای دوران باستان است؛ همچنین توازن و تعادل در آن رعایت شده است و طراح توانسته آن را به خوبی در طرح نشان دهد.


(تصویر ۳۵): لباس سرهمی(Jumpsuit)، میراث هالستون
منبع: (SHOP HALSTON HERITAGE JUMPSUIT)

نتیجه گیری
با توجه به مطالعۀ هنرها و لباس های سبک کلاسیک و نئوکلاسیک، همچنین تاثیری که بر سبک بازگشت به دوران کلاسیک داشته است و بررسی نمونه طرح های برند رُی هالستون، در می یابیم که طرح-های این برند، تحت تاثیر سبک دوران یونان و روم باستان قرار گرفته است و در طرح های مجلسی با حفظ اصالت آن، به مهمترین مشخصۀ لباس ها که آزادی بدن بود تاکید شده است؛ که برای رسیدن به این هدف لباس های تنگ زیرین حذف شده اند. همچنین دیده شدن برخی از قسمت های بدن به وسیلۀ حذف قطعاتی مانند آستین ها، توانسته به یکی دیگر از شاخصه های هنر یونان باستان که عریانی بدن بود، اشاره داشته باشد. رعایت سادگی به وسیله حذف برش های پیچیده درعین دقت و قانونمندی و ایجاد چین ها و به کارگیری رنگ های شاخص سبک کلاسیک و نئوکلاسیک در طرح ها کاملا مشهود است و نشان دهندۀ پایداری آن در هر زمان و مکان می باشد.
براین اساس نمی توان تاثیرگذاری سبک کلاسیک را بر هنر های مختلف در زمان و مکان های مختلف انکار کرد. طراحان برند رُی هالستون، توانسته اند با بهره مندی از اصول و قواعد این سبک، ایجاد تغییرات و به روز کردن قوانین آن علاقمندان خود را راضی نگهدارند. اگرچه درحال حاضر، فقط گروه های خاصی را مجذوب خود می کند، اما این مطالعه پیشنهاد می کند با بررسی های بیشتر روی برندهای دیگر در سبک بازگشت به کلاسیک و تطبیق شاخصه های هنری در طرح های آنان با یکدیگر، به طرح های جدیدی دست یافت و افراد بیشتری را جذب لباس های این سبک در آینده نمود.

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code